جايگاه عدالت اجتماعي از ديدگاه امام خميني ( قسمت سوم )
3 ـ دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه و طرد فرهنگ اشرافي گرايي
امام خميني (قدس سره ) با بينش سياسي ـ الهي خاصي كه داشتند , بارها به مسئولين و كارگزاران نظام اسلامي اتمام حجت مي كردند و مي گفتند : كه خدمت به محرومين جامعه عبادت است , و آنان را « ولي نعمت » خطاب مي كردند. و غفلت از امور آنان را مايه ي غضب و خشم پروردگار , در دنيا و آخرت مي دانستند.
خدا نياورد , آن روزي را , كه سياست ما وسياست مسئولين كشور ما , پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد; و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند. « معاذالله » كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين (عليه السلام ) و ائمه ي معصومين عليهم السلام ـ سازگار نيست , ... گمان نمي كنم , عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد , ... يك موي سر اين كوخ نشينان و شهيد دادگان به همه ي كاخ و كاخ نشينان جهان شرافت دارد . (42 )
4 ـ پرهيز از شعارگرايي در دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه
يكي از ويژگي هاي حاكمان طاغوتي در دنياي اسلام از دوران بني اميه و بني عباس تا به امروز استفاده از عنوان « حكومت و خلافت اسلامي » براي سرپوش گذاشتن روي اعمال غير اسلامي و غير انساني شان بوده است .
ايشان بايد بگويد , كه اين دولت هاي اسلامي , همه ي دولت هاي اسلامي , (در مقياس جهان اسلام ) , الا يك معدود بسيار كمي , اصلا به اسلام كاري ندارند , اسلام وسيله براي مقام است , ... ما كه اميدواريم , كه يك جلوه ي ولو بسيار ناقصي از ولايت , از ولايت علي بن ابيطالب (ع ) در كشور ما باشد , ما بايد توجه بكنيم , كافي ندانيم , اينكه ما تظاهر مي كنيم , و شعار مي دهيم و چه اينها كافي نيست . دولت واقعا " بايد با تمام قدرت , آنطوري كه علي (ع ) براي محرومين دل مي سوزاند , ... دل بسوزاند . (33 )
5 ـ وجود كارگزاران برخاسته از طبقات محروم جامعه
امروز در كنار باورهاي ديني , اعتقادي و ساير عناصر تشكيل دهنده ي قدرت ملي يك جامعه ي مستقل , وجود وحدت و همبستگي ملي بين آحاد مردم يكي از مهمترين عناصر استحكام نظام هاي سياسي است , فلذا در سايه ي حكومت مردمي ضريب وحدت و همبستگي ملي افزايش مي يابد و چنين امري باعث تقويت نظام سياسي حاكم در سطح نظام بين المللي مي گردد.
در طول تاريخ شاهنشاهي در ايران ... حكومت , حكومت اشراف بود. يكي از نعمت هاي بزرگي كه خداي تبارك و تعالي به اين ملت عنايت فرمود اينكه حكومت , حكومت مستضعفين است . حكومت محرومين است , يعني آنهايي كه در راس حكومت واقع شده اند , ... خودشان لمس محروميت را كرده اند , ... حكومت مردمي يكي از خاصيات بزرگش اين است , كه خوف (قدرت هاي استكباري ) در دل شان نيست , ... مردم پشتيبان حكومت هستند , ... اگر نصف مردم (ايران ) پشتيبان محمد رضا بودند , اين مصيبت ها به سر او مي آمد !(34 )
6 ـ توان ايجاد عدالت اجتماعي در سطح سياست خارجي و روابط بين المللي
در جهان امروزي بشر توانسته است , در سايه ي خرد جمعي به پيشرفت هاي محيرالعقولي در رشته هاي مختلف علوم دسترسي پيدا كند. فلذا در سايه ي دست يابي به انواع و اقسام علوم تجربي در زمينه هاي علمي , فرهنگي و بالاخص دانش ارتباطات , دنيا به منزله « دهكده جهاني » محسوب مي گردد. در اين دهكده همه ي كشورهاي جهان براي ادامه ي حيات سياسي , اجتماعي , ... و همچنين تامين نيازهاي روزافزون مادي و معنوي خود نياز به تعامل دارد.
در اين مبادله ملتي قدرتمند و سرافراز محسوب مي شود , كه حكومت شان بتواند , با استفاده از سرمايه هاي ملي در يك تعامل مثبت در عرصه ي بين المللي تاثير گذار باشد , در اين عرصه نيز مانند , عرصه ي داخلي همه ي شرايط مذكور در اعمال حاكميت سياسي در داخل به مدد حاكمان در روابط خارجي درمي آيد.
ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ي ستمگران را در كشورهاي اسلامي مي شكنيم و با « صدور انقلاب » مان , كه درحقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي (ص ) است , به سيطره و سلطه و ظلم جهان خواران خاتمه مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و مصلح كل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنافداه ـ هموار مي كنيم . (45 )
ما تا آخرين قطره ي خون خويش با آنان شديدا مي جنگيم , چرا كه مرد جنگيم . ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مي كنيم , چرا كه انقلاب ما اسلامي است و تا بانگ « لااله الاالله و محمد رسول الله » بر تمام جهان طنين نيفكند , مبارزه هست و تا مبارز در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست , ما هستيم (46 )
ما اين واقعيت را در سياست خارجي و « بين الملل اسلامي » مان بارها اعلام نموده ايم , كه درصد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه ي جهانخواران بوده و هستيم . حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را « توسعه طلبي » و تفكر تشكيل « امپراتوري بزرگ » مي گذارند , از آن باكي نداريم واستقبال مي كنيم .
ما درصدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد « صهيونيزم » , « سرمايه داري » و « كمونيزم » در جهان هستيم . ما تصميم گرفته ايم , به لطف و عنايت خداوند بزرگ , نظام هايي كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند , نابود كنيم , و نظام اسلام رسول الله (ص ) را در جهان استكبار ترويج نماييم . (47 )
ما با « كمونيسم بين الملل » به همان اندازه در ستيزيم , كه با جهانخواران غرب به سركردگي امريكا. و با صهيونيزم و اسرائيل شديدا مبارزه مي كنيم . دوستان عزيزم ! بدانيد كه خطر قدرت هاي كمونيستي از آمريكا كمتر نيست , و خطر آمريكا به حدي است , كه اگر كوچكترين غفلتي كنيد , نابود مي شويد , ... من بار ديگر پشتيباني خودم را از تمام نهضت ها و جبهه ها و گروههايي كه براي رهايي از چنگال ابرقدرت هاي چپ و راست مي جنگند , اعلام مي كنم . (48 )
ما امروز دورنماي « صدور انقلاب اسلامي » را در جهان مستضعفان و مظلومان بيش از پيش مي بينيم و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمداران شروع شده و در حال گسترش است , اميد بخش آتيه ي روشن است و وعده ي خداوند را نزديك و نزديك تر مي نمايد. گويي جهان مهيا مي شود , براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكه ي معظمه و كعبه ي آمال محرومان و حكومت مستضعفان . (49 )
7 ـ حفظ نظام جمهوري اسلامي در مقابل آسيب هاي داخلي و تهديدات خارجي
حفظ اسلام در راس تمام واجبات است , كه انبيا عظام از آدم (ع ) تا خاتم النبيين (ص ) در راه آن كوشش و فداكاري جان فرسا نموده اند و هيچ مانعي آنان را از اين فريضه ي بزرگ بازنداشته است , و همچنين پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه ـ عليهم صلوات الله ـ با كوشش هاي توان فرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن كوشيده اند. و امروز بر ملت ايران خصوصا , و بر جمع مسلمانان عموما , واجب است , اين امانت الهي رالله حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاي آن ... كوشش نمايند . (50 )
« مساله ي حفظ « نظام جمهوري اسلامي » در اين عصر و با وضعي كه در دنيا مشاهده مي شود و با اين نشانه گيري هايي كه از چپ و راست و دور و نزديك , نسبت به اين مولود شريف مي شود , از اهم واجبات عقلي وشرعي است , كه هيچ چيز به آن مزاحمت نمي كند » . (51 )
« اگر اسلام عزيز و جمهوري اسلامي نوپا به انحراف كشيده شود و سيلي بخورد و به شكست منتهي شود , خداي نا خواسته اسلام براي قرن ها به طاق نسيان سپرده مي شود و به جاي آن « اسلام شاهنشاهي و ملوكي » جايگزين آن خواهد شد » . (52 )
پيام ويژه
حضرت خاتم الاوصيا و مفخرالاوليا حجت بن الحسن ـ ارواحنا لمقدمه الفدا... بزرگ شخصيتي , كه برپاكننده عدالتي است , كه بعثت انبيا ـ عليهم السلام ـ براي آن بود. و چه مبارك است , زاد روز ابرمردي كه جهان را از شر ستمگران و دغل بازان تطهير مي نمايد. و زمين را پس از آنكه ظلم و جور آن را فرا گرفته پر از عدل و داد مي نمايد و مستكبران جهان را سركوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض مي نمايد.
و چه مسعود و مبارك است , روزي كه جهان از دغلبازي ها و فتنه انگيزي ها پاك شود و « حكومت عدل الهي » بر سراسر گيتي گسترش يابد و منافقان و حيله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالي بر بسيط زمين افراشته گردد و تنها « قانون عدل اسلامي » بر بشريت حاكم شود و كاخ هاي ستم وكنگره هاي بيداد فرو ريزد.
و آنچه غايت بعثت انبياـ عليهم صلوات الله ـ و حاميان اوليا بوده تحقق يابد و بركات حق تعالي بر زمين نازل شود و قلم هاي ننگين و زبان هاي نفاق افكن شكسته و بريده شود و سلطان حق تعالي بر عالم پرتو افكن گردد و شياطين و شيطان صفتان به انزوا گرايند و سازمان هاي دروغين « حقوق بشر » از دنيا برچيده شوند.
و اميد است , كه خداوند متعال آن روز فرخنده را , به ظهور اين مولود فرخنده , هر چه زودتر فرا رساند و خورشيد هدايت و امامت را طالع فرمايد. و اكنون ما منتظر قدوم مباركش مكلف هستيم ; تا با تمام توان كوشش كنيم , تا « قانون عدل الهي » را در اين كشور ولي عصر ـ عج الله تعالي فرجه ـ حاكم كنيم . (53 )
جمع بندي و نتيجه گيري
خلاصه ي پژوهش و ديدگاه نگارنده : در كنار تحول اميد بخش و رو به ترقي ايران اسلامي به عنوان ام القراي جهان اسلام در قرن بيستم ; قرن افول ارزش هاي الهي انساني ; با ايجاد انقلاب اسلامي كه خود معلول خونبهاي هزاران زن و مرد دلباخته ي اسلام راستين و حقيقي است , « عدالت اجتماعي » در پرتو انديشه ي تابناك احياگر اسلام ناب محمدي (صل الله عليه و آله و سلم ) امام خميني (صل الله عليه و آله و سلم ) به جايگاه واقعي خود بازگشت .
ولي در كنار اين تحول اميدبخش و رو به ترقي در سايه ي نگرش صحيح به مقوله ي « عدالت اجتماعي » توام با معنويت و بازيافت اصول و ارزش هاي اسلام ناب , همچنان به دليل وجود مديران نالايق و دنياگرا شاهد « نابرابري اجتماعي » در ارتباط با حقوق اقشار محروم و مستضعف جامعه هستيم . تا جايي كه به اعتقاد مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي طبق تقسيم بندي مراحل پنجگانه ي انقلاب اسلامي ; يعني « ايجاد انقلاب اسلامي » , « ايجاد نظام اسلامي » , « ايجاد دولت اسلامي » , ايجاد كشور اسلامي » , « ايجاد دنياي اسلامي » , ايران اسلامي هم اكنون در مرحله ي « ايجاد دولت اسلامي » و در آستانه ي « ايجاد كشور اسلامي » قرار دارد.
اميد است , با بازخواني اصول مسلم اسلامي و اصلاح مديريت نالايق و قطع دست هاي ناپاك در امر مديريت جامعه ي اسلامي , بار ديگر شاهد برپايي نهضت تمام عيار عدالت خواهي به سبك « نبوي » و « علوي » در كشور قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم » بوده باشيم . و در نتيجه با زمينه سازي مناسب در زمان ظهور آن حضرت (صلي الله عليه و اله وسلم ) شاهد گسترش عدالت در مقياس جهاني و در همه ي ابعاد مادي و معنوي باشيم .
« اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النافق و اهله .... اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا (صلواتك عليه و آله ) و غيبه ولينا و كثرت عدونا و قله عددنا و شدت الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا » « ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم »
فهرست منابع
42 ـ همان , ج 20 , صص 342 ـ341
43 ـ همان , ج 18 , صص 159 ـ158
44 ـ همان , صص 32 ـ27
45 ـ همان , ج 20 , ص 345
46 ـ همان , ج 12 , صص 148 ـ147
47 ـ همان , ج 21 , ص 81
48 ـ همان , ج 12 , صص 203 ـ202
49 ـ همان , ج 17 , ص 480
50 ـ همان , ج 21 , ص 403
51 ـ همان , ج 19 , ص 153
52 ـ همان , ج 18 , ص 5
53 ـ همان , ج 14 , صص 473 ـ472
امام خميني : ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ي ستمگران را در كشورهاي اسلامي مي شكنيم و با صدور انقلاب مان , كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي است , به سيطره و سلطه و ظلم جهان خواران خاتمه مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و مصلح كل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار مي كنيم
امام خميني : ما اين واقعيت را در سياست خارجي و « بين الملل اسلامي » مان بارها اعلام نموده ايم ; كه درصد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه ي جهانخواران بوده و هستيم . حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را « توسعه طلبي » و تفكر تشكيل « امپراتوري بزرگ » مي گذارند , از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم
امام خميني : خدا نياورد , آن روزي را , كه سياست ما و سياست مسوولين كشور ما , پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد; و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند. « معاذالله » كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين و ائمه ي معصومين عليهم السلام سازگار نيست
