عدالت در قرآن قسمت ششم
سوره اعراف آيه 159
وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ
ترجمه آيه
گروهی از قوم موسی هستند که مردم را به حق راه می نمايند و به عدالت رفتار می کنند
ترجمه انگليسي
.And of Musa's people was a party who guided (people) with the truth, and thereby did they do justice.
تفسير
و من قوم موسي امه يهدون بالحق و به يعدلون در اين جمله عمل صالح نيكان از بني اسرائيل را مي ستايد ، و اين از انصاف قرآن است كه بعد از بر شمردن سيئاتي كه از آنان سر زده مستحقين مدح را نيز مدح مي كند ، و حاصل معنايش اين است كه : همه بني اسرائيل خدا و رسول را مخالفت نكرده و بر ضلالت و ظلم پا فشاري نداشتند ، بلكه پاره اي از ايشان مردمي بودند كه ديگران را به سوي حق راهنمايي نموده و در ميان ايشان به حق و عدالت حكم مي كردند . بنابراين ، بايد گفت : " باء " در " بالحق " همان بائي است كه علماي نحو آن را " باء آلت " مي نامند ، مي توان هم گفت كه " باء ملابسه " است . بنابراين معنا ، آيه مورد بحث از مواردي است كه خداوند هدايت را به غير خود و به غير انبياء و امامان نسبت داده ، نظير حكايتي كه از مؤمن آل فرعون كرده و با اينكه ظاهرا پيغمبر نبوده درباره اش فرموده : و قال الذي آمن يا قوم اتبعون اهدكم سبيل الرشاد و بعيد نيست كه مراد از امت از قوم موسي در آيه مورد بحث ، انبياء و اماماني باشند كه بعد از موسي در ميان بني اسرائيل پديد آمدند و قرآن درباره شان در چند مورد و از آن جمله فرموده : و جعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون چون اگر هدايت به حق را كه در آيه مورد بحث است بر معناي حقيقيش حمل كنيم جز از پيغمبران و امامان ساخته نيست ، و بحث از اين معنا را در تفسير آيه قال اني جاعلك للناس اماما
خداوند تعلیم دهنده ی قرآن است خداوند رحمان قرآن را به انسان تعلیم فرمود «الرحمن علم القران خلق الانسان علمه البیان» سورهء الرحمن بیانگر انواع نعمت ها و مواهب الهی است. بنابراین نام این سوره سوره الرحمن و با همین واژه آغاز می شود . رحمان رمزی از رحمت واسعه خداوندی است . در این سوره مهم ترین و نخستین نعمت را همان تعلیم قرآن بیان می کند این خود نکته ای در خور تامل است چرا که اگر درست بیندیشیم قرآن سرچشمه همهء مواهب و وسیله دستیابی به هر نعمت و بهره گیری از کلیه نعمت های مادی و معنوی است جالب تر اینکه بیان نعمت «تعلیم قرآن» را حتی قبل از مسئله ي «خلقت انسان » و «تعلیم بیان » ذکر می کند در حالی که از نظر ترتیب طبیعی باید نخست اشاره به مسئله آ فرینش انسان وبعد نعمت تعلیم بیان و سپس نعمت تعلیم قرآن اشاره شود . خلاصه اینکه در این سوره نعمت تعلیم و تربیت را از نعمت های بزرگ الهی قرار داد بعد از ذکر نعمت تعلیم به نعمت آفرینش انسان اشاره شده است «خلق الانسان» که مسلما منظور از انسان در اینجا نوع انسان است نه حضرت آدم. درادامه خداوند متعال به یکی دیگر از مهم ترین نعمت ها بعد از نعمت تعلیم قرآن و آفرینش انسان اشاره می کند : نعمت تعلیم بیان «علمه البیان» بیان از نظر مفهوم لغت معنی گسترده ای دارد و به هر چیزی گفته می شود که مبین و آشکار کننده چیزی باشد بنابراین نه فقط نطق و سخن را شامل می شود بلکه کتابت وخط و انواع استدلالهای علمی و عقلی ومنطقی که بیانگر مسایل مختلف وپیچیده است همه در مفهوم بیان جمع است هر چند شاخص این مجموعه همان سخن گفتن است. در حدیثی از امام صادق( ع ) در تفسیر «علمه البیان» آمده است :« البیان الاسم الا عظم الذی به علم کلی شی ء» بیان همان اسم اعظم است که به وسیله آن همه چیز دانسته می شود. در روایتی از امام رضا (ع ) نقل شده است که علمه البیان همه اموری است که مردم به آن نیازمندند.
