توجّه به عدالت و جايگاه ارزشمند آن در روايات متعدّد و متواتر آمده است
۱ - پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله فرمودند: «عَدْلُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن عِبادَةِ سَبعينَ سَنَةٍ قيامٌ لَيلها وَ صِيامٌ نَهارها» يك ساعت به عدالت رفتار كردن، از هفتاد سال عبادتى كه روزهاى آن روزه و شبهاى آن احيا داشته باشيد بهتر است.
۲ - در روايتى ديگر فرمودند: «لَعَمَلُ الامامِ العادِل فِى رَعيَّتِه يَوماً واحِداً اَفضَل مِن عِبادَةِ العابِدِ فى اَهلِهِ مِأةَ عامٍ اَو خَمْسينَ» عمل يك روز رهبر و مسئولى كه ميان مردم به عدالت رفتار كند، از عمل يكصد يا پنجاه سال كسى كه در ميان اهل و عيال خود مشغول عبادت باشد بهتر است.
۳ - حضرت علىّ عليه السلام فرمود: «فِى العَدلِ صَلاحُ البَريَّةِ وَالاقتِداءُ بِسُنَّةِ اللّهِ» عدالت، هم مصلحت مردم است و هم اقتدا به روش الهى است. همچنين آن حضرت فرمود: «العَدلُ حَياةٌ الْجَوْرُ مَمحاتٌ» عدالت، حيات و ظلم، مرگ است
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 14:45  توسط معصومه عاليشاهي
|
مقصود از عدالت اجتماعى، ايجاد توازن در جامعه است. منظور از توازن هم همان تناسب است. تناسب به معناى اين است كه هر چيزى در جاى خودش و در محدوده مناسب جاى بگيرد. اميرالمؤمنين فرمود: «عليكم بتقوى الله و نظم امركم». در اين كلام «نظم» به همين معنا است؛ يعنى هر چيزى بايد طبق معيارهاى خاص خود ارزيابى شد. اين تناسب بايد در همه امور رعايت شود. زيبايى همان نظم است. برخى گفته اند: «زيبايى را نمى توان تعريف كرد»، ولى زيبايى را می توان اينگونه تعريف كرد «وجود تناسب ميان امورى كه در كنار هم قرار گرفته اند». صورتى زيبا است كه ابرو و چشم و... آن متناسب باشد. اگر بينى كسى دراز باشد، آن صورت ديگر زيبا نخواهد بود. انبيا هم آمده اند تا در جامعه توازن برقرار كنند. توازن هم به اين معنا است كه هر كس به حق خود برسد. هدف امام زمان هم همان انبيا است؛ او تلاش مى كند تا هر حق دارى به حقش برسد. يكى از معانى آزادى، بهره و نصيب بردن از حقوق مشروع است. اگر افزون بر حقوق خودش، حق ديگرى را هم استفاده كرد، آزادى را زيرپا گذاشته است. معناى آزادى اين است كه در محدوده قانون حركت شود. قانون هم به معناى مرزبندى است؛ يعنى مشخص شد كه هر كس چه حقوقى دارد.
در تاريخ طبرى آمده است: وقتى مسلمانان به ايران لشكر كشيدند، فرمانده لشكر ايران از فرمانده لشكر اسلام پرسيد: «براى چه آمده ايد؟» او پاسخ داد: «ما براى اين كه سرزمينى را به سرزمينمان بيفزاييم، به ايران لشكر نكشيده ايم. ما براى گسترش عدالت آمده ايم.» از او مى پرسند: «گسترش عدالت يعنى چه؟» پاسخ مى دهد: «پادشاهانتان از شما آزادى را سلب كرده اند و شما حق انتخاب نداريد. ما آمده ايم تا شما را آزاد كنيم و كارى كنيم كه بتوانيد حقوقتان را استيفا كنيد.» عدل و آزادى و زيبايى و... به گونه اى هم معنا و هم مفهومند.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 14:44  توسط معصومه عاليشاهي
|
با توجه به اهميت و حساسيت اين موضوع , سيره و شيوه ها و سياستهاي آن بزرگوار را در راه تحقق عدالت و مبارزه با بي عدالتي , تبعيض , پرخوري , ظلم , تجاوز , خودسري , خيانت , رشوه , زورگويي و دهها عمل خلاف ديگر , پي مي گيريم و راههاي روشن آن حضرت را در راه تحقق و اجراي عدالت باز مي نماييم .
1 ـ مبارزه با جنون قدرت امام (ع ) خطاب به مالك اشتر مي نويسد : « فانظر الي عظم ملك الله فوقك و قدرته منك علي ما لاتقدر عليه » نگاه كن به عظمت ملك خداوند بر بالاي تو و قدرت خداوند بر آنچه تو بر آن قدرت نداري . »
2 ـ تصفيه و پالايش جامعه از عناصر فاسد و فرصت طلب « و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله ولتغربلن غربله » به خداوندي كه پيامبر را به رسالت و حق مبعوث نمود , همه شما در بوته آزمايش در خواهيد آمد و آزمايش خواهيد شد , آزمايش شدني . « و الله لا اكون كالضبع تنام علي طول اللدم » به خدا قسم من مانند كفتار نخواهم ماند كه با طول هشدارها بخوابد... »
3 ـ مبارزه با تكبر و تفرعن « ايها الناس , شقوا امواج الفتن بسفن النجاه و عرجوا عن طريق المنافره و ضعوا تيجان المفاخره » اي مردم , امواج طوفاني فتنه و فساد را با كشتيهاي نجات بشكافيد و از راه عداوت و نفرت نسبت به يكديگر برگرديد و تاجهاي افتخار و مباهات را زمين بگذاريد. « فلا تكلموني بما تكلم به الجبابره ... » آن چنان كه با جباران و متكبران سخن گوييد با من سخن نگوييد و در برابر من همچون در برابر اقوياي پرخاشگر به تحفظ و خويشتن داري نپردازيد و با قيافه هاي ساختگي و تصنعي با من معاشرت نكنيد و تصور نكنيد سخن حقي كه به من گفته شود بر من سنگين خواهد آمد و يا من تقاضا دارم تا من را بزرگ انگاريد. »
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 14:42  توسط معصومه عاليشاهي
|
« العدل فضيله السلطان » عدالت فضيلت زمامدار است .
« العدل فوز و كرامه » عدالت پيروزي و كرامت است .
« العدل قوام الرعيه » عدالت مايه قوام جامعه است .
« العدل اقوي اساس » عدالت قويترين پايه و اساس است .
« العدل راس الايمان و جماع الاحسان و اعلي مراتب الايمان » عدالت سر ايمان و جامع احسان و نيكي و بالاترين مراتب ايمان است .
« اتامروني ان اطلب النصر بالجور فيمن وليت عليه ... » آيا شما من را امر مي كنيد كه در قلمرو زمامداري خود با ستمكاري پيروز شوم . سوگند به خدا هرگز چنين كاري نمي كنم , مادامي كه شب و روز پشت سر هم آيند و مي روند و مادامي كه ستاره اي به دنبال ستاره اي حركت مي كند. اگر مال از آن من بود همه مردم را در تقسيم آن مساوي گرفتم چه رسد به اينكه مال قطعا مال خداست . آري اعطاي مال در غير موردش و نابجا تبذير و اسراف است و صاحبش را در دنيا بالا مي برد و در آخرت زمين مي زند و در نزد مردم او را عزيز مي كند و در نزد خداوند پست و خوارش مي سازد.
« و ايم الله لا نصفن المظلوم من ظالم و لاقودن الظالم بخزامته حتي اورده منهل الحق و ان كان كارها » سوگند به خدا , داد مظلوم را از ظالمش مي ستانم و افسار ستمكارش را مي گيرم و او را تا چشمه سار حق مي كشانم اگر چه او نخواهد.
« و اياك والاستئثار بما الناس فيه اسوه » وبپرهيز از آنكه چيزي را به خود مخصوص گرداني در حالي كه همه مردم در آن يكسان و سهيم و شريك باشند.
« و آس بينهم في اللحظه و النظره ... » و در ميان آنان در همه حال به مساوات رفتار كن و با يك چشم بنگر تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالتت مايوس نشوند. همان طور كه اشاره شد سخن در اين زمينه فراوان است و نمي توان علي (ع )را بدون عدالت و عدالت را بدون علي (ع )شناخت و يا معرفي كرد. گرچه علي (ع ) جامع همه كمالات است ليكن برجستگي عدل در مكتب آن حضرت و نياز به عدالت در جامعه بشريت و در عصر آن بزرگوار و همه عصرها به اين موضوع جلوه خاصي داده است
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 14:42  توسط معصومه عاليشاهي
|
اساس و هدف متعالي حكومت اميرالمومنين (ع ) را برقراري قسط و عدالت در جامعه تشكيل مي داد. آن حضرت عدالت را به عنوان هدف بزرگ الهي , انساني و اسلامي خود مي دانست و در راه تحقق آن از هر نوع كوششي دريغ نمي داشت . تاريخ بشريت سراغ ندارد رهبري كه اين همه نسبت به تحقق و اجراي عدالت پافشاري و سخت گيري نموده باشد. حضرت براي برقراري آن رنجهاي فراوان برد و جنگهاي قدرت طلبانه و خودسرانه اي بر وي تحميل شد و سرانجام نيز در همين مسير به شهادت رسيد. سخنان حكيمانه آن بزرگوار , در زمينه عدل و قسط , كتابي گويا و مكتبي نوراني براي همه عدالتخواهان و آزاديخواهان عالم تا قيامت است .از آن ميان اينهاست كه بازگو مي شود :
« العدل افضل سجيه » عدالت برترين خصلت است .
« العدل حياه الاحكام » عدالت موجب حيات احكام الهي است .
« يوم العدل علي الظالم اشد من يوم الجور علي المظلوم » روز عدالت بر ستمگر سخت تر است از روز ستم بر مظلوم .
« كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا » دشمن ظالم باشيد و ياور مظلوم .
« بئس الزاد الي المعاد العدوان علي العباد » بد زاد و توشه اي براي قيامت تجاوز و دشمني نسبت به حقوق بندگان خداست .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 14:41  توسط معصومه عاليشاهي
|